شیطونی های یاسی
یاسی جونم عاشقتم اونقدر زیاد که باورت نمیشه .امروز 5 آبان ماه 92 و دخملی من خوابیده و من بالاخره میتونم توی وبلاگش یه چیزی بنویسم .
اونقدر کارهای جدید یاد گرفتی و حرف میزنی که نمیدونم کدومشو بنویسم از شعر خوندنت که شهر یه روز آقا خرگوشه رو میخونی و خرگوش من چه نازه . توی کار ویچت هم که هستی هر شب واسه باران پی ام میدی و گاهی که میخوای بخوابی بهت میگم میخوای واست لالایی بخونم یا قصه بگم میگی نه و خودت میگی مهتاب لالا . الهی مامان قربونت بشم واست پکیج صد آفرین کودک نخبه خریدم بیشتر کارت ها رو بلدی و خودت اصرار داری که این چیه و اون چیه امشب وقتی کارت پارک رو دیدی کلی ذوق کردی .
بابایی بیچاره از دست باید یواشکی فرار کنه بره فوتبال یا بیرون همش میگی پارک ، سرسره و تاب بازی و توی پارک هم که فقط اگه دیوار باشه ازش میری بالا و خیلییییییییییییییییییییی شیطون و ورجک هستی .


شیطونی های یاسی
